العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

488

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

آن كه غالبا در بيمارى سخت بيش از اجرت المثل است و اطعام فقرا براى دعا و توسل بائمه اطهار عليهم السلام و پذيرايى عيادت كنندگان و غير آن چون به اندازه شان و آبروى مريض باشد تبرع محسوب نمىشود و نبايد از ثلث محسوب داشت چون مصارف خود بيمار است و براى علاج صحت او و هر خرج كه اگر نكنند نقض آبرو باشد تبرع نيست و آن چه بيش از شأن مريض باشد صحيح نيست چون صدقه و تبرع نيز در هر كس حدى دارد . اگر كسى را جنايتى زنند خواه به آن جنايت در گذرد يا زنده ماند ارش جنايت از اموال او است و چون در گذرد از تركه او محسوب است و همچنين اگر بكشند ديه از تركه است اگر اندازه از مال معين كرد براى بنده آزاد كردن يا خيرات ديگر و به آن اندازه مال ممكن نشد منتظر باشد تا يافت شود و اگر مايوس باشد به قاعده به وارث باز مىگردد اما اگر اندازه كه معين كرده است بيش از مصرف باشد قاعده آن است كه آن بيشتر نيز به وارث برگردد چون وصيت مانند وقف نيست كه اگر مصرف معين متعذر باشد در اقرب به نظر واقف صرف كنند اما در وصيت علتى ندارد كه به صاحبش باز نگردانيم . وصى در خيرات مانند وكيل در خيرات است اگر ميسر نشد به مالك بر